آب - ماساژ رویایی
پرش به محتوا

آب

چون در عمل  گوارش و هضم غذا آب لازم است و در ادامه روند هضم غذا به منظور حرکت مواد غذایی در عروق تا رسیدن آنها به اندام ها نیاز به آب داریم.
اما آب خالص سرد و تر است و به واسطه  ی نزدیکی به سرما و گرما، سردی  وگرمی عرضی می گیرد . بدون اینکه ماده گرم یا سردی به آن وارد شود مثل  گرم شدن آب با آتش و…
تری آب باران از همه آبها بیشتر است .چون بر روی زمین جاری نبوده است تا مواد مختلف با آن آمیخته شود و باران زمستان در مقایسه با باران تابستان خالص تر است چون تابش خورشید ضعیف است و نمی تواند مواد غلیظ  را به بخار  تبدیل کرده و وارد آن کند.  باران بهاری در مقایسه با این دو در حد وسط قرار دارد.
اگر باران به همراه رعدوبرق باشد (مثل باران بهاری ) سخت لطیف است.  بنابراین به علت این لطافت احتمال عفونی شدن آن هم بیشتر است. در این حال برای جلوگیری از آلودگی این آب می توان آن را جوشاند تا دیرتر آلوده شود.
در مورد آب معادن هر یک طبع آن معدن را دارد و بسته به مواد موجود در آن در طیف خاصی از بیماری ها مفید است.
مثلا معدن گوگرد در بیماری های پوستی مثل اگزمای خشک و ویتلیگو و ورم مفاصل مفید است.
آب معدن آهن برای تمام احشاء مفید است خصوصا برای معده و کلیه و اما آب شور باعث خارش می شود و آب تلخ منجر به اسهال می گردد.
بهترین آبها آب چشمه است، خصوصا اگر از سنگ خارج شود و بر روی سنگ جریان داشته باشد. چون در این وضعیت احتمال عفونی شدن و آلوده شدن ان کم است اما اگر آب چشمه از زمین پاکیزه خارج شود، از این هم بهتر است چون اگر ناخالصی هم در آن باشد، خاک ناخالصی را جدا می کند. آب چشمه ای مفیدتر است که رو به مشرق جریان داشته باشد، خصوصا اگر از بلندی جاری شود. بهتر است آفتاب بر چشمه بتابد و باد بر آن بوزد. آب چشمه اگر زیاد باشد خیلی بهتر است تا اگر چیزی به آن وارد شد، کیفیت آب تغییر نکند.
آب آشامیدنی باید سبک باشد یعنی با سردی هوا زود سرد شود و با گرمی هوا زود گرم شود. این آب در تابستان در مقایسه با آب های دیگر گرم تر و در زمستان سردتر است و ضمنا غذا در آن زودتر می پزد.
آب  چاه و قنات در مقایسه با آب روان کیفیت ضعیف تری دارد چون مدتی در زمین ساکن بوده و با موادی که در خاک منطقه وجود دارد آغشته شده است. از طرفی بعلت قدرت و قوت خود از زمین خارج نمی شود بلکه بوسیله روش های مصنوعی و بدست بشر از زمین خارج می شود. این آب باعث تاخیر در هضم و گوارش غذا می شود و نفخ می آورد.
آب ایستاده خصوصا اگر بین درختان و در نیستان باشد مفید نیست. بطور کلی آب ایستاده در زمستان بعلت اضافه شدن برف به آن باعث افزایش بلغم می شود و در تابستان بعلت تابش خورشید صفرای آن اضافه می شود. پس این آب مفید نیست چون اجزا  لطيف آن تحلیل پیدا می کند و اجزا سنگین آن باقی می ماند. از طرفی بعلت سکون آن چیزهایی که در زمین اطراف است با آن آمیخته می شود. مصرف این آب برای تمام احشاء مضر است خصوصا اگر جراحتی در بدن باشد باعث بهبودی دیرهنگام آن است.
اگر آب ایستاده سرپوشیده باشد(مثل آب انبارهای قدیم) که آفتاب برآن نتابد در مقایسه با آبی که سرپوشیده نیست بهتر است.
بطور کلی هر آبی که طعم و رنگ و با مزه غیرطبیعی دارد مفید نیست. آبی که درختان مضر در آن روییدهباشند و یا کرم و زالو در آن باشد هم مضر است.

آزمودن آب

برای آزمایش اینکه از دو نوع آب کدام سبک تر و مفیدتر است، کافی است دو حجم مساوی از آنها را وزن کنیم، هر کدام از نظر وزنی سبک تر است از نظر نوع هم سبک تر و زودهضم تر و مفیدتر است.

آب خوردن

در موقع غذا خوردن نباید آب خورد و بهتر است مدتی صبر کرد و سپس آب خورد اما اگر نمی توان صبر کرد می توان کمی آب سرد نوشید.
آب خوردن صبح ناشتا، بعد از ورزش و فعالیت شدید، بعد از خارج شدن از گرمایه و شب هنگام هم مفید نیست.
بعد از غذای داغ هم آب خوردن مضر است اما اگر چاره نبود آب را مدتی در دهان نگاه داشته سپس کم کم قورت می دهیم. خوردن آب گرم غذا را سر معده نگه داشته و انسان را سیراب نمی کند و منجر به لاغر شدن می شود.
اما آب سرد اگر به اندازه متعارف و متعادل مصرف شود، برای تمام افراد سالم مفید است خصوصا در افرادی که معده گرم دارند، نوشیدن آب خنک بسیار مطبوع و مفید است.
آب سرد معده را قوت داده، هضم غذا را بهتر می کند اما اگر خلطی نیاز به يختن دارد مضر است.
اگر آب شدید سرد باشد برای بیماری های عصبی مضر بوده و حرارت غریزی را ضعیف می کند.

طعام
غذا


چون بدن انسان مرکب از 4 خلط است که همواره بر هم اثر کرده و از هم اثر می گیرند که این روند باعث کاهش قوای بدن می شود. بنابراین همواره نیازمند جایگزین کردن این تحلیل قوای بدنی هستیم این جبران را می توان بوسیله غذا انجام داد پس همواره بدن ما نیازمند مصرف غذا و مواد غذایی است.  آنچه خورده می شود سه هضم دارد. در معده، کبد و سپس در اندامها، وقتی یک ماده غذایی وارد بدن می شود، پس از انجام این سه هضم از آن غذا به هر عضو سهمی می رسد که جزیی از آن اندام می شود. این را غذا گویند اما دارو مثل هلیله -زنجبیل در مورد دارو هم این مراحل را طی می کند اما جزیی از اندام نمی شود بلکه باعث تغییر در کیفیت اندام ها می شود. حال هر چیزی که برکیفیت اندام کمتر از دارو اثر کند و کمتر از غذا با اندام ها یکی شود را داروی غذایی و یا غذای دوایی گویند(مثل پونه،شوید،کدو).

غذای اصلی بدن خون است که کیفیت آن گرم و تر است. در غذایی که مصرف می شود باید جز گرمی و تری غلبه داشته باشد اما هر ماده غذایی که مصرف می شود به اندازه جز گرمی و تری آن به بدن غذا می رساند و بقیه آن به فضولات تبدیل می شود، هیچ ماده غذائی نیست که جز گرم و تر در آن نباشد (حتی اگر در حد اندک)) وقتی جز گرم و تر غذا تحلیل پذیرفت نیاز به مصرف غذای مجدد پیدا می شود.
چرا بعضی غذاها را سرد و بعضی را گرم گویند چون از نظر قوت بعضی گرم تر و بعضی سردتر از بدن انسان هستند. وقتی غذا خورده می شود، حرارت بدن باعت می شود از حالت خامی خارج شده و گوارش  یابد سپس کیفیت آن ماده غذاییاز نظر سردی و گرمی در بدن انسان ظاهر شود.

زمان غذا خوردن

باید موقعی غذا خورد که واقعا گرسنه بود و هر گاه گرسنه شدیم، غذا خوردن را به تاخیر نیاندازیم و در موقع غذا خوردن تاهنوز اشتها داریم و کاملا سیر نشده ایم دست از غذا خوردن برداریم.
در موقع غذا خوردن ترتیب خوردن مواد غذایی را مراعات کنیم. مواد غذایی لطیف تر و روان تر را ابتدا خورده و سپس غذاهای غلیظ و دیرهضم خورده شود. اگر عکس این حالت باشد غذای لطیف زود گوارش پیدا می کند و بالای غذای غليظ گوارش نیافته ایستاده و چون نمی تواند از معده خارج شود بنابراین غذای غلیظ را هم تباه می کند.
بدترین نوع غذا خوردن آن است که چند نوع غذا در یک نوبت خورده شود.
بهتر است از نظر تعداد دفعات غذا خوردن سه بار در دو روز باشد روز اول صبح و شب و روز دوم ظهر. اگر به دو بار غذا خوردن در یک روز عادت داریم، یک مرتبه نباید آن را به یکبار کاهش داد و اگر به یکبار غذا خوردن در روز هم عادت داریم نباید یکباره به دو بار آن را افزایش داد چون هر دو باعث ضعيف شدن بدن می شود.
غذاهای لطیف برای سلامتی نسبت به غذاهای غلیظ مفیدتر هستند اما قوت غذایی و ماده مؤثره آنها در مقایسه با غذاهای غلیظ کمتر است. غذاهای غلیظ را باید وقتی واقعا گرسنه هستیم و به اندازه نیاز بدن مصرف کنیم.

اما اثرات انواع غذاها:

غذای چرب باعث کسالت است و اشتها را کم میکند.

غذای شور برای چشم مضر است.

غذای سرد باعث سستی و کسالت و ضعف است.

اگر ترشی ها را زیاد مصرف کنیم باعث پیری زودرس می شود.

از طرفی مصرف بعضی غذا ها باهم مفید نیست مثل:

دوغ و غوره

ماهی شور و یا گوشت نمکسود یا غوره یا دوغ

گوشت نمکسود یا سرکه و یا شیر

خربزه و عسل

خواب و بیداری

اگر رطوبت بدن متعادل باشد خواب نیز در حد اعتدال و خوب است.علت بیخوابی،بدخوابی،پرخوابی و خواب نامناسب تغییرات رطوبت بدن در وضعیت افزایش و کاهش آن است.اگر رطوبت بدن افزایش پیدا کند،باعث سنگین شدن خواب می شود و در مقابل اگر رطوبت بدن کاهش پیدا کند خواب سبک می شود.

مسئله مهم دیگر در خواب سردی و گرمی است اگ فرد سرد مزاج باشد خواب زیاد و اگر گرم مزاج باشد خواب کم است پس می توان گفت مثلا افراد بلغمی که سرد و تر هستند خوابی سنگین و زیاد دارند و یا افراد صفراوی که گرم و خشک هستند کم خواب هستند.

اما بدخوابی علت دیگری هم دارد و آن تغییر حالات آدمی از غم وشادی و اندوه و نشاط و خشم است.

چرا به خواب نیازمندیم؟

چون خواب بیشترین شباهت را به سکون و بیداری و بیشترین شباهت را به حرکت دارد و حرکت دائم و پیوسته باعث سوختن حرارت غریزی و گرم شدن
بدن و لطیف شدن اخلاط است و در بدن روح لطیف ترین جز است. بنابراین تحلیل روح بعلت حرکت در بدن از هر جز دیگری بیشتر است. بنابراین حرکت تمامی قوای بدن را ضعیف می کند چون قوت تمام قوای بدن بواسطه روح است و روح هم در نتیجه حرکت از تمام قوا بیشتر تحلیل می رود.
از طرفی چون آغاز خواب از مغز است و تمام قوای مغزی در خواب به  آسایشو آرامش می رسند بنابراین سهم مغز از خواب در مقایسه با دیگر اندام ها بیشتر است به همین علت است که بیخوابی به قوای مغزی آسیب می زند و باعث عدم تمرکز، اختلال شعور و … می شود.
در خواب هضم بهتر و کامل تر و زودتر اتفاق می افتد. اگر دو جزداشته باشیم که یکی اثر کننده و دیگری اثریذیرنده باشند و هر دو ساکن باشند، اثر کننده بهتر اثر کند و اثریذیرنده در حالت سکون بهتر اثر بپذیرد. در خواب حرارت غریزی که اثر کننده است بر روی غذا که اثریذیرنده است، بهتر اثر می کند پس هضم بهتری خواهیم داشت.
در خواب حرارت غریزی در داخل بدن می ماند و تحلیل پیدا نمی کند. این مسئله باعث سردتر بودن اندام بیرونی در زمان خواب نسبت به زمان بیداری و نیاز به بالا پوش در این زمان است.
ضمنا چون در خواب هضم بهتر و کامل تر انجام می شود پس قوت بیشتری از آن حاصل می شود تریها کمتر تحلیل می رود و تری بیشتری در بدن در مقایسه با زمان بیداری بوجود می آید.
اما اگر در بدن نیاز به پختن خلطی و یا رقیق شدن آن باشد بیخوابی مفیدتراست.
با توجه به مطالب گفته شده، مشخص می شود که از حرکت و بیداری دائم بیماری پدید می آید و از سکون و خواب دائم هم بیماری ایجاد می شود.پس همواره باید اعتدال را نگه داشت.
خواب صبح قبل از اینکه فعالیتی داشته باشیم و یا غذایی خورده باشیم، بسیار مضر است، بدن را سرد و خشک کرده و اخلاط فاسد را افزایش می دهد، باعث خواب های پریشان می شود و سستی و خستگی می آورد.
خواب روز سرد و تر بوده و بیماریهایی  که با افزایش بلغم همراه است را شدت می دهد(مثل ورم مفاصل) و باعث احساس کسالت می شود.
اگر در حال  گرسنگی بخوابیم باعث ضعیف شدن بدن و لاغر شدن می شود وحرارت غریزی را ضعیف می کند چون در خواب حرارت غریزی  به داخل بدن متوجه می شود تا غذا را هضم کند حال اگرغذایی  برای هضم نباشد و فرد گرسنه  باشد بنابراین از رطوبت اصلی که ماده ی  خود اوست خرج  کرده و بدن را تضعیف می کند.


اما چگونه و به چه حالتی بخوابیم؟
بهترین حالت به پشت خوابیدن است. چون بدن استراحت کامل می کند اما اگر با معده پرمی خوابیمابتدا ساعتی به پهلوی راست و سپس به پهلوی چپ  باید خوابید. چون در این حال گوارش غذا به صورت می گیرد. به پشت خوابیدن اگرچه باعث راحتی اندام هاست اما اگردر این وضعیت با معده ی پر زیاد بمانیم باعث بیماری های مختلف می شود(کابوس،سکته و …)زیرا اخلاط و فضولات داخل بدن از راه بینی و کام به عقب بازگشته و خود را به اعصاب می رساند و باعث آسیب می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.